مقدمہ

ھر قوم کہ تاریخ خود را بدست فراموشی سپارد سریع از میان میرود و این حقیقتی انکار ناپذیر است ـ تاریخ اقوام زندہ آینہ گذشتہ اند کہ حال را در آن میبینند و برای ساختن آیندہ ای روشن و کامیاب میتوانند بہ کمک آن راہ صحیحی انتخاب نمایند ـ این صلاحیت را بدست خواھند آورد کہ اگر در میان قوم اشتباھی رخ دادہ از تکرار آن جلوگیری کنند ـ اقوامی کہ فرصت پندآموزی تاریخ را از دست دھند در میدان زندگی نمیتوانند ھیچ گونہ راھی منطبق بر خصوصیات و روایات قومی برای خود انتخاب کنند ـ ھموارہ درگیر مشکلات شدہ و اسیر اشتباھات خود میگردند ـ ھمانطور کہ این مشکلات برای اجدادشان اتفاق افتادہ است ـ در این حالت پیشرفت آنھا کند میشود و راہ ترقی مسدود میگردد ـ بتدریج شیرازہ قوم میگسلد و تا حدی پراکندہ میشود کہ تمام خصوصیات قومی ای کہ برای وجود و ھستی یک قوم ضروریند از میان میروند ـ افراد چنین قومی بہ گردن نھادن حلقہ بردگی اقوام زندہ دیگر با رضایت تن در دادہ و بدینصورت وجود قومیت او از صفحہ ھستی از بین میرود ـ

مترجم: ملک بلوچ